على زمانى قمشه اى
185
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
مفارق ، نوع او منحصربهفرد است و اباى از كثرت و تعدد خارجى دارد . . . پس بنا بر اصول گذشته ، چون تشخّص فلك تابع وجودش بلكه عين وجودش است ، و عوارض شخصيّه آن از توابع و لوازم وجود اوست ، نه از عوارض مفارقه لاحقهء آن ، چه همگى تابع وجود متشخص فلكى بدون جعل جديدند . پس سؤال در طلب تعين حركت و منطقه ، و قطبين فلك ، و جهت و حدّ حركت ، و تعيين مقدار فلك و شكل و موضع و امور و احوال ديگرى كه در آن متحقق است همه از لوازم وجودى فلكاند كه به جعل وجود فلك بدون جعل جديد متحققاند . . . « 1 » شاهد ديگر بر آشنايى كامل صدرا به نجوم و حتى احكام نجوم سخنان او در اسفار است ، وى از ديدگاه معرفت شناختى و عظمت بارى تعالى و آثار حكمت او مىگويد : ماه جانشين خورشيد است و هرگاه كه مدار خورشيد شمالى باشد مدار ماه جنوبى مىگردد مانند بهار و تابستان و آنگاه كه مدار خورشيد جنوبى گشت مدار ماه شمالى مىشود . مانند پاييز و زمستان ، تا هر دو در يك نيمكره همسان گرد نباشند . خداوند اوج خورشيد را در تابستان و حضيض آن را در زمستان قرار داد و ميل آن را كم و زياد گردانيد تا گرما و سرما تشديد نيابند ، بنگر چگونه حركت كلّ [ يعنى شبانهروزى ] را سريع و حركت كواكب و سيّارگان را كند قرار داد ، و گاهى مدارات آنها را شمالى و جنوبى گردانيد و بزرگى و كوچكى آنها را متناسب با سرعت و كندى نسبت به زمين و قرب و بعد آن تنظيم نمود ، و به خاطر احوال سودمند كاينات و غرض نظام فرمود : « وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ » * خورشيد و ماه و ستارگان رام فرمان اويند يعنى به
--> ( 1 ) . هزار و يككلمه ، كلمه 437 ، ج 5 ، ص 40 و بعد . رساله قطب و منطقه از صدر المتألهين .